بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘كتاب و كتابخواني’

مکتب در فرایند تکامل

کتاب «مکتب در فرایند تکامل» همانطور که از عنوان فرعی آن پیداست، تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخست را مورد بررسی قرار می دهد. کتاب شامل 4 بخش است. بخش نخست با عنوان حقوق و مسئولیتها، به بررسی تکامل مفهوم امامت در جامعه شیعی، که در ابتدا روی مقام سیاسی امام تاکید می کرد و در طول این دوره و به مرور به تصوری علمی و مذهبی از امام تغییر یافت، می پردازد. بخش دوم با عنوان غلو، تقصیر و راه میانه، تکامل مفوم امامت در بعد علمی و معنوی را مورد بررسی قرار داده و فصل سوم به تاریخ گرایش ها و فرقه های مختلف شیعی پس از بحران های مختلفی که در تعیین جانشینی، به طور خاص، پس از امام ششم، امام هفتم، امام هشتم، و امام دهم شیعیان رخ داد و تردیدهایی که به لحاظ علمی و سیاسی و اقتصادی و نصبی و شرعی در باره امام یازدهم شیعیان، و نیز وجود فرزند ایشان به وجود آمد، می پردازد. و بخش پایانی درباره تاریخ کوشش های کلامی و استدلالی شیعیان در زمان ائمه و پس از ایشان می باشد.
نویسنده کتاب سید حسین مدرسی طباطبایی است که پس از تحصیلات حوزه علمیه در سال 1355 برای ادامه تحصیلات جدید به انگلستان رفت و در سال 1361دوره دکترای خود را در دانشگاه آکسفورد به پایان رساند و تدریس در دانشگاه پرینستون آمریکا را آغاز کرد که تاکنون در همانجا مقیم و عهده دار کرسی Bayard Dodge آن دانشگاه است.
این کتاب در سال 1993 میلادی از سوی انتشارات داروین منتشر شد و ظاهرا در همان سالها توسط هاشم ایزدپناه به فارسی ترجمه شد و حتی نسخه های کپی آن در شهر قم دست به دست می گشت اما مجوز انتشار آن در سال 1386 صادر و توسط انتشارات کویر به بازار آمد.
شاید آدمی باشی که به تاریخ و جزئیات آن و بخصوص تاریخ تحولات و تطور یک اندیشه و مذهب بی علاقه ای و فکر کنی که این جزئیات هیچ ربطی به تو ندارد! اما بگمان من این کتاب با تمام جزئیاتش به آدمهایی مثل من کاملا مربوط است. آدم هایی که بدون اینکه بخواهند و بدانند شیعه بدنیا آمده اند و بارها و بارها توی فرم ها، مصاحبه ها و حتی گفتگوهای غیررسمی شان جلوی سئوال مذهب نوشته اند یا گفته اند، شیعه.
خب خواندن این کتاب به آدم این فرصت را می دهد تا دور از تعصبات رایجی که دور و بر هر مذهبی هست، بصورت علمی و دقیق تاریخ تحولات این مذهبی را که می گویند ما متعلق به آن هستیم، مطالعه کند. مطمئنا برای آدمهایی که با باورهای شیعی بزرگ شده اند، نکات جالب و قابل توجهی خواهد داشت.

نقد حسن طارمی بر کتاب
پاسخ دکتر مدرسی طباطبایی

اگر به هر دلیلی امکان خواندن متن کامل کتاب را ندارید، می توانید این لینک را که خلاصه خوبی از کتاب تهیه کرده، ملاحظه کنید. هر چند قطعا خواندن متن کامل چیز دیگری است.

همه مردان شاه

مارس 20, 2011 2 دیدگاه

«در نيمه شب 15 اگوست 1953، وقتي كه كارواني غيرعادي در دل تاريكي پيش مي رفت، بيشتر مردم تهران در خواب بودند. پيشاپيش كاروان، خودرويي زرهي با نشان نظامي و به دنبال آن دو جيپ و چند كاميون ارتشي پر از سرباز در حركت بود. روز استثنا داغ بود اما فراسيدن شب، آرامشي به همراه آورده بود. هلال ماه مي درخشيد. شب زيبايي براي سرنگوني يك دولت بود.»

كتاب همه مردان شاه كه به روايت كودتاي 28 مرداد مي پردازد با چنين لحن ادبي و داستان گونه اي آغاز مي شود كه تا پايان كتاب ادامه دارد و به همين دليل حتي اگر به جريان ملي شدن صنعت نفت و قهرمان آن هم علاقمند نباشي، مي تواند به عنوان يك رمان تاريخي كه قلم شيوا و گيرايي دارد، تو را تا پايان روايت با خود همراه كند.

استيفان كينزر، خبرنگار معروف نيويورك تايمز با بازخواني اسناد سازمان سيا، به شرح روايت فوق العاده اي از سقوط دكتر مصدق مي پردازد.
وي در پاسخ به سئوال روزنامه اعتماد ملي در خصوص انگيزه تاليف اين كتاب مي گويد كه » وقتي شروع به آموختن درباره ايران كردم، مشتاق شدم كه چيزهاي بيشتري درباره اين كودتا بدانم. آن وقت در كمال تعجب ديدم كه هيچ كتابي به توصيف اين رويداد نپرداخته است. بنابراين فكر كردم براي اينكه روزي بتوانم چنين كتابي را بخوانم، مجبورم خودم آن را بنويسم.»

بگمانم مسئله اي كه كتاب را جذاب و قابل توجه مي كند اين است كه نويسنده آن يك آمريكايي است كه بطرز منصفانه اي سياست هاي آمريكا را به چالش مي كشد. او ضمن تاييد اين مسئله كه كودتاي 28 مرداد منجر به تحكيم استبداد محمد رضا شاه شد؛ معتقد است كه انقلاب ايران، تسخير سفارت آمريكا در تهران، رشد نهضت هاي ضدآمريكايي در جهان و بسياري از خشونت ها در منطقه خاورميانه نيز، همگي ريشه در اين كودتا دارد.

البته ناگفته نماند که انتقادهاي زيادي هم به مستند بودن روايت و يا تحليل هاي كنيزر شده است. براي نمونه محمد علي موحد به اين مسئله اشاره مي كند كه » این کتاب جنبه تحقیقی ندارد و هیچ‏مطلب تازه‏ای را از ماجرای مصدق و کودتا در اختیارِ ما نمی‏گذارد. اتکای نویسنده آن برنوشته‏های دیگران است که هر چه از آن میان شگفت و هیجان‏انگیز یافته بدون تحقیق در صحت‏و سقم آن پشت سر هم آورده است.»

کسی ادعا نمی کند كه اين كتاب مستندترين و دقيق ترين روايت از كودتاي 28 مرداد و سقوط دولت مصدق است اما روايت كينزر بگمان من يكی از شيرين ترين و جذاب ترين روايت ها در اين خصوص است كه نكات زيادي براي آموختن دارد.

كينزر در اين كتاب با دقت و موشكافي تحسين آميزي رد پاي سازمان جاسوسي سيا را در اين حادثه دنبال مي كند که مطالعه آن قطعا برای هر علاقمند به این بخش از تاریخ معاصر ایران خالی از لطف نخواهد بود.

دانلود متن کامل کتاب

کتاب صوتی

فوریه 26, 2011 2 دیدگاه

اولین بار که به طور جدی با کتابهای گویا مواجه شدم اگر اشتباه نکنم حدود ۱۰-۱۲ سال پیش بود. رفته بودیم بازدید از کتابخانه حسینه ارشاد. آقای عازم (یا شاید هم آزم) موقع معرفی بخش کتابهای گویا با چه شور و اشتیاقی از آن بخش و مزایایش برای شهروندان نابینا می‌گفت. من اما‌‌ همان موقع هم در مقابل آن همه شور و اشتیاق و تاییدات همراهان به این فکر می‌کردم که اگر نابینا بودم قطعا دوست‌تر داشتم که کتاب را خودم بخوانم ولو با احساس سرانگشتانم.

هیچ وقت نمی‌توانم بطور مستمر روی حرفهای کسی تمرکز کنم. شنونده خوبی نیستم. حتی اگر بخواهم. موقع گوش دادن به سخنرانی‌ها هم معمولا فکرم می‌پرد. از طرفی دیدن نوشته‌ها که فکر می‌کنم قدرت درک و تمرکزم را بالا می‌برد، سکوتی که موقع خواندن ایجاد می‌شود، اینکه هروقت بخواهم می‌توانم خیلی راحت برگردم صفحات قبل و یا صفحات بعد را نگاه کنم، اینکه بعضی جمله‌ها را دوباره بخوانم و سر فرصت مزمزه‌شان کنم و… همه این‌ها، لابد، باعث شد که هیچوقت سراغ کتاب صوتی نروم.

اما، دنیا همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد!

همیشه هم این طور نیست که یک آدم بیکار باشی که تمام دغدغه‌ات خواندن است. که خودت برای اوقات فراغتت برنامه ریزی کنی، مجبور نباشی روز تعطیلت را به دل مادری که تمام روزهای هفته توی خانه بیکار نشسته رفتار کنی، که شب‌ها بتوانی بروی توی اتاقت و در را ببندی و دلت نماند پیش مادری که تمام روز را به عشق شب که می‌آیی خانه گذرانده، که آنقدر خواندنی روی هم انباشته شده داشته باشی که اگر فرصتی و چشمی برای خواندن هم مانده باشد ترجیح دهی صرف خواندن‌های جدی کنی تا از قافله علم عقب نمانی و خیلی که هنر کنی، بتوانی یک ماه نامه بخوانی، اخبار را دنبال کنی و چند تا یادداشت وبلاگی. آنوقت یک موقع به خودت می‌آیی و می‌بینی خیلی وقت است که کتاب نخوانده‌ای.

کتاب خواندن بگمانم خیلی مهم است. اخیرا اینترنت باعث شده که خیلی‌ها اهل مطالعه باشند ولی در ماه یک کتاب هم نخوانند. مقاله خواندن البته لازم و مفید است اما هیچ مقاله‌ای نمی‌تواند به اندازه یک کتاب، یک مطلب را خوب بسط و پرورش دهد و مثلا حداقل برای یک هفته تو را درگیر کند.

حالا من این آسمان ریسمان‌ها را بافتم که بگویم اخیرا به موهبت کتاب گویا پی برده‌ام. چیز خوبی است برای ما آدمهای پرمشغله با چشمهای همیشه خسته از دود و سرب توی هوای شهر!

آخر شب که خسته‌ای، توی ترافیک، یا توی مهمانی‌های کسالت بار که کسی کاری به کار تو ندارد، یا وقتی مجبور می‌شوی شب میهمان خانه‌ای شوی که صبحش از ساعت ۱۰ شروع می‌شود! و… آنوقت اگر فایل یکی از این کتابهای صوتی توی موبایلت باشد، روزت را ساخته‌ای.

حتی اگر مثل من گوش شنوا نداشته باشی! و هی حواست بپرد یا هندزفری اذیتت کند؛ اما بگمانم کتاب گویا یک موهبت خیلی بزرگ است برای آدمهایی که شرایط خواندن برایشان زیاد فراهم نیست و بی‌آنکه بخواهند کم کم کتاب نخوان می‌شوند و بد‌تر از آن عادت می‌کنند به زندگی بدون کتاب!

اولین کتاب صوتی را که گوش کردم (دنیای سوفی. باید یک روز درباره‌اش بنویسم.) آنقدر هیجان زده شدم بابت کاربردی که برایم دارد که تصمیم گرفتم بخشی از وقتم را بگذارم برای این کار. تولید کتاب صوتی. البته نه با نیت خدمت به خلق الله (یک وقت سوء تفاهم نشود!) تنها محض جاه طلبی. اینکه صدای آدم ماندگار شود، هیجان انگیز است. ولی بعد یادم افتاد که اگر وقت خواندن داشتم که به کتاب صوتی نمی‌رسیدم! از طرفی این کار اصلا آسان نیست. آدم اولش فکر می‌کند کاری ندارد. طرف نشسته کتاب را خوانده و ضبط کرده ولی به مرحله عمل که می‌رسی می‌بینی شمرده شمرده خواندن تمام سطور و صفحات یک کتاب کار سخت و خسته کننده‌ای است. و همین باعث می‌شود ارزش کار آدمهایی که اکثرا بدون هیچ نفع مالی برای این کار وقت می‌گذارند برایت بیشتر شود.

اگر عبارت "کتاب صوتی" را سرچ کنید نتایج زیادی خواهید دید اما این وبلاگ را بیشتر می‌پسندم. بخش لینکهای مفید وبلاگ را هم ببینید. نحوه ساخت کتاب صوتی را توضیح داده. می‌توانید کتاب صوتی مورد نظرتان را بسازید و بگذارید آنجا. ما هم گوش می‌کنیم و بر روح و روانتان درود می‌فرستیم.

پی نوشت:

1. کتاب گویا نخستین بار و در پاسخ به نیاز نابینایان در آمریکا و در سال ۱۹۲۹ توسط دکتر روبرت اروین که خود نابینا بود ارائه شد ولی به سرعت و به دلیل جذابیت مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت در واقع تاریخچه تولید این کتاب‌ها به سال ۱۹۳۱ میلادی می‌رسد زمانیکه در ایالات متحده آمریکا اولین بار این نوع کتاب‌ها برای نا‌بینایان تحت پروژه‌ای به نام «پروژه کتاب برای افراد نابینا» مطرح شد و اولین کتاب گویا حدود ۷۶ سال پیش در سال ۱۹۳۲ میلادی تولید شد.

2. مشتری کتاب صوتی که می شوی تازه می فهمی که چقدر کتاب خوب و خواندنی هست که هنوز خوانده نشده است. اگر تا دوران بازنشستگی زنده بمانم فکر می کنم وقت اضافه ام را بزنم توی کار تولید کتاب صوتی.

آزادی خواهی نافرجام

دسامبر 28, 2010 3 دیدگاه

چرا خردورزی مدرن نتوانسته در کشور ما ریشه دواند؟ چرا تجربه های متعدد جهت استقرار حکومت قانون، ایجاد نهادهای مدرن و در نتیجه پیشرفت سیاسی و اقتصادی با شکست مواجه شده است؟ چرا آرمانهای یکصد سال پیش مانند حکومت قانون هنوز تحقق نیافته و امروز به صورت یکی از اهداف اصلی اصلاحات سیاسی مطرح می شود؟

اینها سئوالاتی است که محمد طبیبیان، موسی غنی نژاد و حسین عباسی علی کمر می کوشند در کتاب "آزادی خواهی نافرجام" پاسخ گویند.

خلاصه پاسخ نویسندگان به این سئوالها این است:

عدم توجه به مفهوم و منزلت فرد، اقتصاد دولتی و خلط در مفهوم قانون با توجیه "مصلحت عمومی"

اما برای درک درست و دقیق منظورشان باید 220 صفحه با آنها همراه شد. متن کتاب انصافا بسیار روان و سلیس است حتی اگر عنوان فرعی کتاب، نگاهی از منظر اقتصاد سیاسی به تجربه ایران معاصر، در ابتدا تو را بترساند که دچار پیچیدگی های مباحث اقتصادی خواهی شد. کافی است سطر اول را شروع کنی تا قلم روان نویسندگان تو را تا آخر بکشاند.

کتاب در سال 1380 و توسط انتشارات گام نو منتشر شده و متاسفانه در بازار موجود نیست. هرچند با اندکی تصحیح با عنوان "اندیشه آزادی" در سال 1388 توسط نشر پیشبرد مجددا منتشر شده است.

به هر حال این محدودیت (نبودن در بازار) و جذاب و مفید بودن بحث باعث شد تا برخلاف "معرفی کتاب" های قبلی به اختصار اشاره ای نکنم و بگذرم و سعی کردم خلاصه ای از نکاتی که به نظرم مهم بود، آنقدر که بیش از حوصله خواندن یک پست وبلاگی نشود، اینجا بیاورم. امیدم به کتابخانه های دانشگاهی و عمومی است که شاید بتوانید آنجا کتاب را پیدا کنید یا ترغیب شوید به خریدن ویرایش جدید این کتاب؛ "اندیشه آزادی"

کتاب شامل 6 فصل است. فصل اول با عنوان "اژدهای هزار نقش: دگردیسی در چهره استبداد کهن" و فصل دوم با عنوان "آزادی خواهی: شکست در اولین خاکریز" به بررسی اجمالی اندیشه های تجددطلبانه و تلاشهای نوگرایانه ای که در ایران معاصر به ویژه بعد از مشروطیت انجام شده است، می پردازد.

نتایج بررسی نشان می دهد با تمام تلاشهایی که توسط روشنفکران شده، همواره مهمترین عنصر تشکیل دهنده اندیشه مدرن و جامعه مدرن یعنی مفهوم و منزلت فرد (ارزشها، آزادیها، حقوق فردی) مورد غفلت اکثر اندیشمندان ایرانی قرار گرفته است که نتیجه آن دور افتادن از هدف اصلی و گرفتار دور باطل چالشهای بی حاصل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است.

علیرغم تنوع حوادث سیاسی و اجتماعی، یک الگوی بارز مانند رشته تسبیح در تمامی این دوران قابل تشخیص است که همان ظهور مکرر استبداد قبیلگی و پدرسالارانه ایران است که به مقتضیات زمان رنگ عوض می کند و در لباس جدیدی ظاهر می شود. حاکم مقتدری که همانند پدری، فرزندان نادان خود را هدایت و سرپرستی می کند و نظام جامعه را سامان می بخشد در حالیکه اندیشه اصلی شکل دهنده تمدن جدید، اعتقاد به آزادیها و حقوق و اصالت فرد انسانی است که در تاریخ معاصر ایران با قوت و قدرت کافی ظاهر نشده است.

مدرنیته نزد ما ایرانیان محصول تحول و فراگرد درونی نیست بلکه امری اکتسابی است. ما در این اکتساب دست به التقاط زده ایم و در این التقاط بیشتر ظواهر و نتایج مدرنیته را نصیب خود کرده ایم و از مولفه اصلی آن یعنی خردورزی مبتنی بر اصالت و کرامت فرد انسانی غافل شده ایم.

برای نمونه، در سالهای پیش از مشروطه، لزوم وضع و اجرای قوانین عرفی توجه اصلی تجددطلبان را به خود جلب کرده بود و پیشنهاد آنها اصلاح امور سیاسی ایران و انجام کارها از مجرای مشخص و تعیین شده یعنی قانون بود. اما در حالیکه این افراد تلاش می کردند تا تحولاتی را که در کشورهای اروپایی مشاهده کرده بودند در جامعه ایران نیز ایجاد کنند؛ نکته مهمی را مورد غفلت قرار داده بودند. توجه به مبانی فکری و ارزشی ایجاد کننده ای تحولات. آنان گمان می کردند اصلاح امور فقط نیازمند اعتقاد به لزوم آن است و نه درک محتوای آن. میرزا ملکم خان در مقاله "حرف غریب" به صراحت به این نکته اشاره می کند که "برای آنها (زمامداران ایران) لازم نیست که آنچه را برای اصلاح دولت لازم است درک نمایند بلکه کافی است که معتقد به لزوم آن باشند." وی گمان می کرد که اصول و روشهای پیشرفت و تمدن مانند یک کالای وارداتی قابل انتقال به ایران است.

و در نتیجه این غفلت بود که نهضت ضداستبدادی و آزادیخواهانه مشروطیت بجای تاسیس و تحکیم نهادهای ناظر بر آزادیها و حقوق فردی، در عمل به یک جریان استقلال طلبانه و ملی گرایانه تبدیل شد. حمایت روسها از محمد علی شاه و به توپ بستن مجلس توسط ایادی آنها، این شبهه را در اندیشه ایرانیان تقویت کرد که استبداد ناشی از وابستگی قدرت حاکم به بیگانگان است و آزادی جز از طریق استقلال قابل حصول نیست. در حالیکه این نکته ساده را فراموش کردند که اگر استقلال شرط لازم برای آزادی است اما شرط کافی نیست. در گذشته تاریخی ما کم نبوده اند حاکمانی که علارغم استقلال بدترین حکومتهای استبدادی را اعمال کرده اند. بی جهت نیست که نهضت مشروطیت با پشتیبانی اولیه روشنفکران و سیاست مداران استقلال طلب به استبداد رضاخانی می انجامد و در نهضت ملی شدن صنعت نفت، آزادی و دموکراسی فرع بر اصل بیگانه ستیزی قرار می گیرد.

در فصلهای بعد (فصل سوم: اندیشه اقتصادی و جایگاه آن در جامعه مدرن؛ فصل چهارم: سازمان سیاسی جامعه؛ فصل پنجم: معاش و تلاش و چگونگی نظام اقتصادی جامعه؛ فصل ششم: حکومت قانون) به اهمیت اقتصاد در جوامع امروزی می پردازند و این نکته را مورد تاکید قرار می دهند که اقتصاد آزاد (غیردولتی) شرط لازم برای امکان و تداوم سایر آزادیهای سیاسی و مدنی است و جامعه مدنی بدون اقتصاد آزاد و بیرون از حیطه و اقتدار و تصمیم گیری قدرت سیاسی قابل تصور نیست. اقتصاد آزاد و فارغ از قدرت سیاسی حاکم یعنی اقتصاد غیردولتی (بخش خصوصی) مبتنی بر ساز و کار مبادله داوطلبانه و رقابتی، شرط لازم برای شکل گرفتن جامعه مدنی و آزادیهای ناشی از آن است.

مهمترین تدبیری که اندیشه بشری برای جلوگیری از استبداد و فساد سیاسی و اقتصادی ابداع کرده، حکومت قانون است. حکومت قانون مفهوم مخالف حکومت اراده های خاص است. متاسفانه در جامعه ما مفهوم دیگری از قانون و حکومت قانون رایج است که در عمل به نقض حکومت قانون منتهی می گردد. طبق تصور رایج، هرگونه مقررات و مصوبات مجامع رسمی و حکومتی مانند مجلس و دولت، قانون تلقی می شوند بدون اینکه به مضمون و ویژگی آنها توجه شود. این گونه مصوبات اغلب ناظر بر چگونگی تخصیص و توزیع منابع به نفع گروههای معین و تحقق اهداف خاص دولتی است و توجیهی جز "مصلحت عمومی" ندارد. اما اگر مصلحت عمومی را مترادف با صیانت از حقوق، آزادیها و مالکیت افراد و نیز فراختر شدن گستره انتخابها از طریق افزایش تولید ثروت در جامعه بدانیم، بیشتر این مصوبات ناقض مصلحت عمومی است، زیرا دایره آزادیها و مالکیت فردی را محدودتر کرده و مانع افزایش ثروت در جامعه می گردد. قانون به معنای واقعی کلمه ناظر بر قواعد رفتاری کلی و همه شمولی است که بر مبنای حقوق اساسی و برای حفظ آزادیها و حقوق مردم تنظیم شده و صرفا وسیله ای است برای تسهیل نیل به اهداف فردی متکثر و نامعین. هر مصوبه ای که این ویژگی ها را نداشته باشد قانون نیست بلکه تصمیم حکومتی و بیانگر اراده ای خاص است که حاکمیت آنها در واقع نقض حکومت قانون است. برقراری حکومت قانون مستلزم لغو مقررات و مصوبه های محدودکننده آزادی، حقوق و مالکیت فردی است، مقرراتی که جنبه همه شمول ندارند و صرفا اهداف و منافع گروه های خاص را تامین می کنند. به این معنا می توان گفت که اقتصاد دولتی نقطه مقابل جوهره حکومت قانون است.

ماهنامه نسیم بیداری، شماره 9

سپتامبر 20, 2010 2 دیدگاه

ماهنامه ایران دوخت که توقیف شد، مشتری نسیم بیداری شدم. بگمانم از شماره 4. هرچند نسیم بیداری برای من، لااقل تا کنون، نتوانسته خیلی راضی کننده باشد. این نشریه را می خرم، مجله خواندن یادم نرود لابد!

البته نسیم بیداری به مطالب خوبی می پردازد اما معمولا مقالاتش عمق چندانی ندارد. از مطالعه اش زیاد یاد نمی گیری و من حتی بیشتر مقالاتش را  (تا همین شماره اخیر) نصفه نیمه می خواندم!

اما شماره اخیر (یعنی شماره 9) و پرونده ویژه آن با عنوان «از بازرگان تا احمدی نژاد» که کارنامه دولت های پس از انقلاب را بررسی می کند، برای من مطالب خواندنی دارد.

بگمانم برای هر کس دیگری هم که حوادث سال گذشته او را همچون من به تاریخ معاصر مبتلا کرده است، مطالب قابل توجهی داشته باشد. برای همین فکر کردم خوب است اینجا مطالعه اش را پیشنهاد  کنم، وگرنه پورسانت نگرفته ام برای تبلیغ (؛

عناوین برخی از مطالب این پرونده:

دولت موقت، دولت بازرگان: روایت راه ناهموار و ماشین نازک نارنجی

دولت اول، دولت رجایی: مولود بحران بود و مولد بحران

دولت دوم، دولت باهنر: دولتِ دولتمند

دولت سوم و چهارم، دولت موسوی: همه در خدمت جنگ

دولت پنجم و ششم، دولت هاشمی: شُکر و شکایت

دولت هفتم و هشتم، دولت خاتمی: تولد اصلاحات، مرگ اصلاحات

دولت نهم و دهم، دولت احمدی نژاد: دولت غیرمنتظره

مجلس اول، سه دولت به خود دید: از شور انقلابی تا مصلحت های اجباری

مجلس دوم، دوگانه حق تا مصلحت: اختلاف میان خودی ها

مجلس سوم، بهار جناح چپ: سردرگمی در تاکتیک و استراتژی

مجلس چهارم و دولت وقت: حامی هاشمی، قربانی هاشمی

مجلس پنجم با دولت دوم هاشمی و دولت اول خاتمی همزمان بود: چپ مقابل راست، راست مقابل چپ

مجلس ششم و دولت اصلاحات: آغاز خوش، فرجام ناخوش

مجلس هفتم با دولت نهم رابطه خوبی داشت: سپری برای دولت

مجلس هشتم با دولت نهم رابطه خیلی خوبی ندارد: اصولگرایان علیه اصولگرایان

نسیم بیداری با قیمت 2 هزار تومان در سراسر کشور توزیع می شود.

www.nasimebidari.ir

نگاهی به کتاب «نیم قرن خاطره و تجربه»

ژوئیه 20, 2010 7 دیدگاه

کتاب «نیم قرن خاطره و تجربه»  جلد اول خاطرات مهندس عزت الله سحابی است که از دوران کودکی تا انقلاب 57 را شامل می شود.

خاطرات مهندس از سال 1320 آغاز می شود و در 6 بخش: سالهای 1320-1329، 1329-1332، 1332-1339، 1339-1342، 1342-1350 و 1350-1357 ارائه شده است.

این کتاب بیشتر از اینکه خاطرات شخصی مهندس باشد، مروری بر حوادث تاریخ معاصر ایران از نگاه یک عضو جبهه ملی مذهبی است و مطالعه آن برای کسی که به تاریخ معاصر علاقه دارد ( و نه برای کسی که به مسائل شخصی و خانوادگی آدمهای معروف علاقمند است!) قطعا مفید خواهد بود. بخصوص مسائل مربوط به تشکیل نهضت آزادی، فدائیان اسلام، سازمان مجاهدین خلق برای من جالب بود.

همچنین از نکات قوت و قابل توجه این کتاب برای من صداقتی است که در کلام مهندس سحابی وجود دارد. راجع به تمام شخصیت ها از مهندس بازرگان تا سپهبد رزم آرا یا دکتر فاطمی و نواب صفوی و جمعیت فدائیان بسیار صادقانه سخن می گوید. البته به گمانم  دکتر مصدق در این میان مستثنی است. لااقل حس من این بود که دکتر مصدق در نگاه و سخن مهندس بیشتر به یک قهرمان می ماند.

اما مسئله ای که وجود دارد این است که بخش عمده کتاب یعنی حدود 260 صفحه از 368 صفحه کتاب مربوط به حوادث سالهای 1320 تا 1342 و مسائل مربوط به جبهه ملی و نهضت ملی شدن صنعت نفت می باشد.

در حالی که انتظار می رفت خاطرات مهندس از سالهای 1342 تا 1357 که به طور جدی تری وارد فعالیتهای سیاسی می شود، بیشتر باشد اما متاسفانه خاطرات مهندس وقتی به وقایع مربوط به پیروزی انقلاب 57 نزدیک می شود، دور بسیار تندی به خود می گیرد. زیاد از شخصیت ها حرف نمی زند و از وقایع حتی. درست است که مهندس در زندان بوده و در آبان 57 آزاد می شود اما احساس من بعنوان یک خواننده این بود که حرفهای ناگفته زیادی، سهوا یا عمدا جا افتاده است.

البته باید منتظر جلد دوم این کتاب بود شاید نویسنده در نظر دارد در جلد دوم و به طور مبسوط تر درباره تمام این اتفاقها و آدمهایش بنویسد. و البته باید دست به دعا بود برای مجوز انتشارش. بگمانم جلد دوم خاطرات مهندس سحابی با این صداقتی که در کلام ایشان وجود دارد، چیزهای زیادی برای ما داشته باشد.

در هر حال برای اطلاع از تاریخ هر دوره ای باید خاطرات مربوط به آدمهای آن دوره را خواند. حالا این خاطرات را سحابی نوشته باشد، بنی صدر، اعلم، هاشمی رفسنجانی و یا حتی خلخالی.

هر کس با توجه به دیدگاه ها و باورهایش، می تواند تحلیل ها و اطلاعات مفیدی بدهد که با کنار گذاشتن آنها می توان واقعیتهای تاریخی را بهتر و درست تر درک کرد.

مهندس سحابی در مقدمه و در توصیف کتاب سخن بسیار درستی می گوید: در این روایت، بیش از آن که بازگویی تاریخ مدنظر باشد، مشاهدات شخصی بیان خواهد شد.

نیم قرن خاطره و تجربه: خاطرات مهندس عزت الله سحابی (از دوران کودکی تا انقلاب 57)/ نشر فرهنگ صبا، چاپ دوم: 1388

قدرت

ژوئیه 6, 2010 8 دیدگاه

«برخی از پدران و مادران و برخی از مدارس بنا را بر این می گذارند که عادت اطاعت محض را به کودکان بیاموزند. این کار کودک را یا برده ببار می آورد یا شورشی، و هیچ کدام به کار دموکراسی نمی آیند. درباره آثار آموزش و پرورش همراه با انضباط شدید نظر من همان نظری است که همه دیکتاتورهای اروپا دارند.

پس از جنگ گذشته، کمابیش در همه کشورهای اروپا مدارس آزادی وجود داشت که در آنها انضباط بیش از اندازه یا تظاهر به احترام بیش از اندازه به آموزگاران مرسوم نبود. اما یکایک حکومتهای نظامی، از جمله اتحاد شوروی، آزادی را در مدارس سرکوب کردند و به همان نظم و نسق پیشین بازگشتند و آموزگار باز نمونه کوچکی از «دوچه» و «فورر» (موسولینی و هیتلر) شد.

پس می توان نتیجه گرفت که دیکتاتورها وجود مقداری آزادی در مدارس را لازمه آموزش صحیح دموکراسی می دانند، و استبداد در مدارس مقدمه طبیعی حکومت مطلقه است.«*

براتراند راسل بیشتر با آثار فلسفی خود معروف است اما نوشته های سیاسی و اجتماعی نیز دارد که کتاب «قدرت» از آن موارد است. کتاب قدرت بازتابی از نگرانی های شدید و کاملا موجه راسل از کاربرد بی رحمانه قدرت در زمان حکومت نازیها در آلمان است. هرچند شاید برخی از مسائل مطرح شده در این کتاب، فعلیت خود را از دست داده باشد، اما مسئله قدرت در همه جای جهان در یک روز مطرح نمی شود و آنچه ممکن است در یک جا مسئله کهنه ای باشد در جای دیگر چه بسا مسئله روز باشد.

راسل در این کتاب بیشتر بحث تاریخی می کند و نمونه های تاریخی فراوانی که او از چگونگی تراکم و تبلور قدرت و کاربرد آن نقل می کند می تواند برای زمانه ای که درگیر این گونه مسائل است تا حدی روشن کننده باشد.**

«در زمان دراز، کسانی که قدرت را در اختیار دارند به منافع مردم عادی بیش از اندازه بی اعتنا خواهند شد، چنانکه پاپها در زمان لوتر شده بودند. دیر یا زود لوتر تازه ای پیدا خواهد شد و بر ضد قدرت دولت قیام خواهد کرد، و مانند سلف خود چنان بسرعت پیروز خواهد شد که دولت مجال سرکوبی او را نخواهد داشت. این امر روی خواهد داد، زیرا که فرمانروایان گمان می کنند روی نخواهد داد. ولی آیا این تغییر، وضع را بهتر از سابق خواهد کرد یا بدتر، مطلبی است که پیش بینی اش ممکن نیست.»*

*. برتراند راسل. قدرت. ترجمه نجف دریابندری. انتشارات خوارزمی

**. برگرفته از پیشگفتار مترجم

نگاهي به كتاب آشوب

آوریل 23, 2010 8 دیدگاه

«خاطره روزهاي نخست انقلاب، دور و محو اما همچنان زنده است. روزهايي كه تصاويري از «پيشوا» پيشاپيش جمعيت معترض و خروشاني كه انقلاب را فرياد مي زدند در كنار ديگر رهبران نهضت خودنمايي مي كرد.آنوقت ها از او با نام «محمد مصدق، مجاهد بزرگ» ياد مي شد. رهبر ملي شدن نفت بود و ياد و خاطره اش را كابوس بيگانگان مي دانستند. زمان زيادي لازم نبود تا اين جايگاه ظاهرا خدشه ناپذير مورد ترديد قرار بگيرد. نهضت پيروز شده بود و همچنان كه اقتضاي هر انقلابي است، نيروهاي سياسي سهم خود را از حاكميت طلب مي كردند. در اين منازعه نفس گير طبيعي بود كه هر نيرويي نمادهاي سياسي خود را جست و جو كنند و اين چنين بود كه براي بسياري، مصدق ديگر «مجاهد بزرگ» نبود. روايت هاي جديدي آفريده شد كه در آنها او سياستمداري پراشتباه، محافظه كار، و سلطنت خواه خوانده مي شد، كه از اشرافيتي قاجاري برمي خاست، كه انقلابي نبود و بدتر از همه اين كه اشتباهات سياسي او نهضت ملي را ناكام گذاشته بود.

اما اين تنها روايت موجود نبود. در آن سوي ميدان سياست ايران، نيروهاي محذوف كماكان بر برداشت ستايش آميز خود از پيشوا تاكيد داشتند…. مي كوشيدند دامان او را از اتهاماتي كه در فضاي آن روز مجرمانه مي آمد پاك كنند…… با فرو نشستن شور و التهاب نخستين روزهاي انقلاب، تصاوير معتدلتري از مصدق ارائه شد اما همچنان مي شد آن را برساخته صف بندي ها و مصارف روزانه سياسي دانست ……»

بخشي از ديباچه كتاب آشوب

كتاب آشوب، پژوهشي پيرامون زندگي و شخصيت دكتر محمد مصدق است كه بني جمالي در طي سالهاي 1381-1384 براي اخذ مدرك دكترا در رشته علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس تدوين كرده است.

حاتم قادري در مقدمه، يكي از خصلت هاي مهم اين اثر را آشنايي زدايي آن مي داند. منظور از آشنايي زدايي كه در نقدهاي ادبي يا موضوعات روشنفكري كاربردهاي وسيع دارد، اين است كه يك متن ادبي يا مفهوم روشنفكري را كه بدليل كثرت استفاده حالت فرسوده و نخ نما پيدا كرده است، به گونه اي معرفي كنيم كه بار ديگر داراي خون زندگاني شود و نفس حيات در او حس گردد. و بني جمالي در اين رساله مي كوشد تا روايتي جامع، همگون و در حد امكان منصفانه از زندگي طولاني و پر فراز و نشيب دكتر مصدق ارائه دهد.

مطالعه كتاب بسيار مفيد فايده است براي كسي چون من كه تاريخ ملي شدن صنعت نفت را مطالعه كرده و شيفته قهرمان داستان شده است. اكنون بني جمالي با پژوهشي كه انجام داده و تحليل منصفانه اي كه از شخصيت دكتر مصدق در اختيار خواننده قرار مي دهد، كم كم هاله هايي را كه به دور شخصيت دكتر مصدق وجود دارد، كنار مي زند و مصدق يك شخصيت دست يافتني مي شود با تمام خصوصيات خوب و بدش، ضعفها و قوت هايش، تصميمات درست و غلطش. درست مثل يك انسان معمولي كه شباهت چنداني به قهرمان خلل ناپذير ذهن ايراني ات ندارد.

و به گمان من، چه چيزي به بهتر از اين، براي شناخت و تحليل درست وقايع پيرامون يك شخصيت؟

مطالعه اين كتاب، خللي در شخصيت احترام برانگيز و منش ستايش آميز دكتر مصدق، در ذهن من ايجاد نكرد. تنها اينكه، درك واقع بينانه اي از شخصيت او در من ايجاد كرده و تاحدي توانست سئوالها و ابهاماتي  را كه در مورد برخورد مصدق با قضيه نفت در ذهنم وجود داشت، حل كند.

كتاب آشوب، نوشته احمد بني جمالي توسط نشر ني در سال 1386 چاپ شده و اكنون چاپ دوم كتاب با قيمت 6 هزار تومان در بازار موجود است.

البته نقدهايي هم بر كتاب نوشته شده كه نمونه اش را اينجا بخوانيد.

ضمنا تعدادي از كتابهاي ديگري كه با اين سبك نوشته شده و به معرفي ويژگي هاي شخصيت هاي تاريخي پرداخته از اين قرار است:

شكست شاهانه/ درباره پهلوي دوم/ ماروين زونيس

معماي هويدا/ عباس معروفي

چهره نگاري سياسي دكتر علي شريعتي/ علي رهنما

كتابهايي كه دوست دارم – بازي وبلاگي

مارس 8, 2010 2 دیدگاه

بنظر من يکي از سخت ترين کارهاي اين دنيا اين است که بخواهي بگويي بهترين کس يا چيز زندگي ات کيست يا چيست؟ بهترين دوست، بهترين خاله، بهترين خواهر، بهترين استاد، همکار، همکلاسي، فيلم، شهر، سفر، لباس، موسيقي و کتاب … نمي شود به آنها پاسخ دقيق داد و من که به طرز مسخره و غيرقابل تحملي، در برابر سئوالهاي جدي، جدي مي شوم؛ و فکر مي کنم هميشه بايد پاسخ دقيق داد، اصولا دچار ترديد و دودلي مي شوم براي جواب دادن به اين دست سئوالها!

حرف زدن راجع به "ترين ها" هميشه برايم سخت است بخصوص اگر از چيزي يا کسي باشد که در زندگي از تنوع بالايي برخوردار است. مثل دوست، همکلاسي، موسيقي، فيلم، سفر و کتاب. سخت تر است چون ذهن فراموشکار من، توانايي ندارد که در يک لحظه به همه اين گستردگي فکر کند و جواب بدهد. براي همين وقتي کسي از من مي پرسد که هفت کتاب مورد علاقه ام، يا بعبارتي هفت تا از بهترين کتابهايي که خوانده ام، کدام است، بدجوري مي مانم توي منگنه، بخصوص و بخصوص و بخصوص اگر مشخص نشود اين کتابها بايد در چه زمينه اي باشد.

مثلا من هرچه فکر مي کنم نمي توانم به نتيجه برسم که نوشته هاي دکتر علي شريعتي را دوست تر دارم يا نوشته هاي ويکتور هوگو را؟ دقيق تر بگويم. نمي توانم توصيه کنم که آدم بايد توي زندگي اش حتما يکبار براي خواندن "کوژپشت نتردام" وقت بگذارد يا "تشع علوي و تشع صفوي"؛ نمي توانم تصميم بگيرم که "نفرين دختر آفتاب" کالين فالکنر برايم اولويت بالاتري دارد يا "در هواي حق و عدالت" محمد علي موحد؛ "تاريخ مشروطه" احمد کسروي يا "نقدي بر قرائت رسمي از دين" مجتهد شبستري يا "عقل سليم" تام پين، يا … يا حتي مطمئن نيستم رمان "ميدل مارچ" جرج اليوت خيلي مرا دنبال خودش کشاند يا مجموعه "علي بن ابي طالب" عبدالمقصود.

خب اولويت بندي بين اينها که همه شان هم مورد علاقه ام هستند، براي من خيلي کار سختي است. نه بخاطر اينکه مثلا خيلي کتاب خوان هستم و تنوع کتابهايي که خوانده ام خيلي بالاست. نه! بيشتر به خاطر يک حس وسواس گونه در کنار ذهن فراموشکارم است که اين سئوال ساده را اينقدر سخت مي کند!

حالا جناب حسامي ( که خودش خوب مي داند من بدون غرغر کردن اموراتم نمي گذرد و اصلا بلد نيستم مثل بچه آدم مستقيم بروم سر اصل مطلب و بايد حتما اول يک گريزي به صحراي کربلا بزنم بعد لپ مطلب را ادا کنم! و مي دانم که قطعا غرولندهاي مرا به دل نخواهد گرفت)، طي يک بازي وبلاگي، دقيقا همين سئوال سخت را مطرح کرده و خواسته که 7 کتاب مورد علاقه ام را معرفي کنم. بازي هم که اين همه اما و اگر سرش نمي شود. بازي را بايد ادامه داد. من هم براي اينکه زياد توي شش و بش اين يا آن نمانم، سعي مي کنم موقع معرفي کتاب، به کتابهايي فکر کنم که کمي مرا تکان داده و طبعا دايره شان محدود تر است و نوشتن از آنها راحت تر.

حالا ممکن است تو بگويي، کتابي که آدم را تکان بدهد، مورد علاقه تر است و منظور اين بازي هم همان است. آنوقت من مي گويم هميشه هم اينقدر ساده نيست. من "خمره" هوشنگ مرادي کرماني را قطعا به اندازه "قلعه حيوانات" جورج اورول دوست دارم اما "خمره" هيچوقت نمي رود توي ليست کتابهايي که مي خواهم معرفي کنم. حتي بالاتر از آن؛ براي من خواندن "توماس پين" هاوارد فاوست خيلي لذت بخش تر از "ابوذر" جوده السحار بود و بطبع مورد علاقه تر. اما ابوذر مرا تکان داد در حالي که تام پين زورش اينقدر زياد نبود!

اما کتابهاي مورد توصيه من:

1. تاريخ تمدن. ويل دورانت

يک دوره 11 جلدي از تاريخ تمدن جهان است و مي گويند که او و همسرش براي نوشتن هر فصل به گوشه اي از جهان سفر مي کردند. اعتراف مي کنم که هنوز اين اثر را کامل نخوانده ام اما همان سه جلد اول، يک آرزوي دور و دراز براي خواندن کل آن توي دل من کاشته است. کلا خواندن تاريخ تمدن ها، خيلي کمک مي کند براي اينکه از تعصبات و دگم انديشي هايي که ممکن است در وجودت باشد رها شوي و ويل دورانت آنقدر شيرين و موشکافانه و مفصل به موضوع پرداخته که قطعا خواندن اين دوره، آموختن و لذت را در کنار هم دارد.

2. شازده کوچولو. آنتوان دو سنت اگزوپري

خوشبختانه يا متاسفانه من وقتي 20 سالم بود با اين کتاب آشنا شدم و براي اولين بار آن را با صداي مرحوم منصوره راعي شنيدم. براي همين هميشه اسم "شازده کوچولو" مرا ياد او مي اندازد که همواره نگران بود که ما کودک درونمان را از دست بدهيم و من فکر مي کنم همين کودک درون نيمه جانم را مديون شازده کوچولو هستم و قطعا تاکيد ويژه استاد راعي که باعث شد من هميشه نگران اين باشم که توي دنياي آدم بزرگ ها گم نشوم.

3. امام علي بن ابي طالب. عبدالفتاح عبدالمقصود

پيش تر درباره اش اينجا نوشته ام.

4. روي ماه خداوند را ببوس. مصطفي مستور.

سال 1385 وقتي براي اولين بار داشتم اين کتاب را مي خواندم، خيلي شبيه به سايه فکر مي کردم و چقدر از کتاب خوشم آمد و فکر کردم جواب هاي خوبي به سئوالات آدمهايي مثل يونس داده. 2 سال بعد، يکي از شب هاي عيد 1387، که حال پدر بد بود و نشسته بودم کنار تختش و داشتم کتاب را دوباره مي خواندم، ديدم چقدر شبيه يونس شده ام. باز هم از کتاب خوشم آمد و اين بار حق دادم به يونس.

در هر حال، سايه باشي يا يونس؛ فکر مي کنم خواندن کتاب باعث اتفاقي شود در درونت. در حين خواندن کتاب، همانطور که از سايه بودن يا يونس بودنت خوش خوشانت شده است، ناخودآگاه از غلظت سايه بودن يا يونس بودنت کم مي شود تا پايان داستان. و چه چيزي بهتر از اينکه آدم غليظ نباشد؟! مستور خيلي لطيف و بي آنکه متوجه شوي، قطعيت انديشه هايت را در مورد خدا به هم مي زند.

5. جاناتان، مرغ دريايي. ريچارد باخ

داستان حول يک جمله است. "دشوارترين کار در جهان اين است که پرنده اي را متقاعد کني که آزاد است" و جاناتان چه کوشش تحسين آميزي مي کند براي متقاعد کردن ساير پرندگان. و براستي که بهشت يک مکان نيست، يک زمان هم نيست. بهشت يعني کامل شدن.

6. ابوذر. عبدالحميد جوده السحار. ترجمه دکتر علي شريعتي

خب حرف زدن درباره اين کتاب براي من سخت است. يعني اينکه بگويم اين کتاب چه تکاني به من داده. دقيقا نمي دانم. تکاني که با خواندن ابوذر خوردم خيلي شديد بود ولي نمي دانم با کلمات چطور مي شود نقلش کرد تا خداي نکرده کسي گمان نکند که مثلا من ادعا مي کنم که شبيه ابوذر شده ام. ابوذر بودن کار بسيار دشواري است. آدم حق جو و حق طلبي که نه چيزي دارد، که با آن تهديد شود و نه مي خواهد، تا تطميع شود.

7. قلعه حيوانات. جورج اورول

من فکر مي کنم خواندن اين کتاب از اوجب واجبات است براي اينکه خيلي شسته رفته توجيه شوي که وقوع انقلاب و انتقال سريع قدرت در يک سرزمين ممکن است چه بلاهايي بر سر مردمانش بياورد.

قانون بازي اين است که از 7 دوست وبلاگي بخواهم که بازي را ادامه دهند.

راستش غير از دلبستگي و حسام سرا که هر از گاهي از سر لطف و مهرباني، اينجا ردپايي از خودشان مي گذارند، من مطمئن نيستم که کدام دوستان وبلاگ نويس ديگري که اسمشان در لينک ها آمده، هنوز هم اينجا را مرتب مي خوانند.( اين هم از ايرادات اساسي پارسي بلاگ است) البته مي دانم که تقصير خودم است. تنبل شده ام در کامنت گذاشتن و طبيعي است که نتيجه اش همين مي شود.

ولي واقعا کنجکاو شدم بدانم، چند نفر از کساني که قبلا مرتب اينجا را مي خواندند، هنوز هم مي آيند. براي همين اسم دوستان قديمي تر را اينجا قطار مي کنم، تا هم کنجکاوي ام رفع شود و هم قانون بازي رعايت شود.

حالا من از نويسنده وبلاگ هاي دلبستگي، خوشه، ابر سياه ، آواز باران (سجايا)، غزلک، يادداشت هاي يک پسر تنها و دختر مرداد مي خواهم تا از 7 کتابي که فکر مي کنند، آنها را تکان داده (يا 7 کتابي که خيلي دوست دارند)؛ بگويند.

من و جاودانگي

فوریه 5, 2009 بیان دیدگاه

نمي دانم اين چه حكايت مكرر و غريبي است كه من معمولا هروقت خيلي پيگير و مشتاق هستم براي خواندن كتابي يا ديدن فيلمي (در اكثر مواقع مواردي كه خيلي توصيه مي شوند) با چيز چندان جالبي روبرو نمي شوم! خيلي وقتها حتي تا نهايت پشيماني هم پيش مي روم؛ بابت زماني كه صرف كرده ام. به خودم مي گويم ديگر تحت تاثير اين توصيه ها قرار نخواهم گرفت؛ اما نمي شود. يكي از بهترين دقايق زندگي من زماني است كه يك گوشه دنج خانه لم بدهم و يك متن لذت بخش را تجربه كنم. و احتمال اينكه شايد اين مورد، يكي از همان دقايق شيرين را در من ايجاد كند؛ باعث مي شود كه نتوانم بي تفاوت باشم به اين همه توصيه!

 

كتاب «جاودانگي» ميلان كوندرا براي من يكي از همان كتابها است. چند ماه پيش، وسط حجم زياد كارهايي كه روحم را خسته كرده بود؛ دنبال كشف يكي از آن لحظات ناب بودم و در محافل ادبي، آنقدر از جاودانگي شنيده بودم كه يك روز به خاطرش پاشنه كفشم را كشيدم و رفتم انقلاب.

خيلي كم پيش مي آيد كتابي را نصفه و نيمه بخوانم اما جاودانگي حتي نتوانست مرا تا نيمه بكشاند. موضوع كتاب جالب است اما سبك نگارش آن، آنقدر خسته كننده است و جملاتش ساده و بي مزه؛ كه اصلا حوصله نمي كنم تمام جملاتش را بخوانم. يك خط در ميان مي خوانم و باز هم نيمه رهايش مي كنم.

 مي روم توي سايت ها دنبال نقدي مي گردم از «جاودانگي» و وقتي تعريف و  تمجيدهايي را كه از كتاب و بخصوص از قلم كوندرا شده، مي خوانم؛ از خودم نااميد مي شوم! ذائقه ادبي ام را از دست داده ام آيا؟!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.