هميشه فکر مي کردم ازدواج کردن، هرچند براي رفع نياز جنسي، اما در نهايت به قصد يک هدف متعالي تر، يعني تشکيل بنيان خانواده، انجام مي شود. هميشه مي گفتم کسي که به خود جرات ازدواج کردن را مي دهد، آدم شجاع و درخور ستايشي است. شجاعت تشکيل خانواده، شجاعت پدر شدن يا مادر شدن، شجاعت برعهده گرفتن تربيت يک نسل، شجاعت گذشتن از بسياري ازآزادي ها، شجاعت برعهده گرفتن مسئوليت هاي بيشمار، شجاعت بزرگ بودن، شجاعت کنار آمدن با انساني با يک تربيت و فرهنگ ديگر براي با هم شدن، با هم ماندن و عشــــــق.
اما اين روزها مي تواني ازدواج کني ، بدون اينکه جرات مقابله با هيچ يک از اينهايي را که گفتم، داشته باشي. لازم نيست شجاع باشي، لازم نيست صبور باشي، حتي لازم نيست آنقدر باهوش باشي تا بتواني طرف مقابلت را لااقل يک ارزيابي کلي کني. اصلا لازم نيست کسي که با او ازدواج مي کني، مثل تو باشد. هم فکرت، هم شأ نت، هم نسلت. حتي قيافه و هيکل و تيپش هم زياد مهم نيست. همه چيز موقتي است. زياد سخت نگير.
مي تواني هيچ يک از اينها نباشي، اما ازدواج کني. نياز جنسي ات ارضاء شود و تازه ثواب هم کرده باشي. مي بيني اين روزها ثواب کردن چقدر ساده و لذت بخش شده است؟
زماني نه چندان دور، مُتعه کردن اينقدر ها هم ساده نبود. پيداکردن سوژه مورد نظر، وقت گير و حتي مي خواهم بگويم سخت تر بود. بايد مي رفتي اطراف اماکن زيارتي يا قبرستانها يا به کسي مراجعه مي کردي و در طي اين جستجوها، بالاخره يک نفر مي فهميد که تو اينکاره اي.
اين روزها اما، به مدد پيشرفت و تکنولوژي، کافي است در يکي از موتورهاي جستجو تايپ کني "موقت". بعد آسوده خاطر و فارغ بال مي تواني در يکي از مغازه هاي اين دلالهاي متعه ثبت نام کني و آنوقت سيل ثواب است که به سويت سرازير مي شود و پاک عاقبت به خير مي شوي.
تو فکر مي کني حالا که ازدواج اينقدر ساده و راحت و ارزان شده است، ديگر کسي پيدا مي شود که مخارج سنگين و مسئوليت هاي بيشمار و تعهدات اساسي و گاهاً سخت را در ازدواج دائم برتابد؟!
وقتي به سهل الوصول بودن ارضاي شرعي و قانوني نياز جنسي مي انديشم؛ آيات و احاديث زيادي که درباره خويشتنداري، پاکدامني و رعايت شرم وحيا خوانده و شنيده ام، به خاطرم مي آيد. با خود فکر مي کنم ؛ وقتي اينقدر راحت مي توان ارضاء شد، چه بي خاصيت مي شود خودداري کردن و آن جهاد اکبر و مبارزه با نفس که بسيار سفارش شده است.
فقط کافي است هوس کني ؛ آنوقت شرايط انجام اين ثواب آميخته با لذت آنقدر ساده بدست مي آيد اين روزها.
بسياري بر اين باورند و به حق، که ازدواج موقت کرامت انساني زن را زير سئوال مي برد و آن را ابزاري مي کند براي هوسراني بيشتر مردان متمکن. اما من به کرامت انسان مي انديشم بدون توجه به جنسيتش. به خليفه خدا بر روي زمين، به بهترين خلقت خدا که اين روزها مي گويند نمي تواند مهار غريزه جنسي اش را بدست گيرد و از راهي ساده و ارزان و البته شرعي برايش شرايط را فراهم مي کنند.
وقتي پائين تنه آدم ها اينقدر مهم و قابل توجه مي شود؛ وقتي ارضاي غريزه جنسي اينقدر افسار گسيخته مي شود؛ ديگر از ما چه مي ماند؟ از جامعه انساني؟ از اخلاق؟ از تعهد؟ از وفاداري؟ و از فرزنداني که حاصل چنين روابطي هستند چه انتظاري مي توان داشت؟
***
متن زير نتيجه مطالعات من در رابطه با ازدواج موقت مي باشد. مي دانم خواندن مطالب بلند ازمانيتور چندان خوشايند نيست به خصوص اگر مطلب خيلي خشک و رسمي مطرح شده باشد. تمام سعي ام را براي خلاصه کردن اين نوشته کرده ام، هرچند مي دانم زياد موفق نشده ام. حال از تو مي خواهم اگر حوصله خواندن بقيه اين پست را نداري؛ در کامنتي که مي گذاري هرچه مي خواهي بنويس، ولي از ازدواج موقت چيزي نگو.
***
طبق روايات نقل شده از ائمه اهل بيت و همچنين پاره اي از اصحاب همچون ابي بن کعب و ابن عباس و سعيد بن جبير در تفسير آيه "… فَمَا استَمتَعتم بِه مِنهُنَّ فَاتُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ فَريضَة" قرآن کريم براصل حليت و مشروع بودن ازدواج موقت مهر تاييد زده است. اما فقهاي اهل سنت با اينکه بر رواج داشتن صيغه در زمان پيامبر اکرم (ص)، ابوبکر و اوايل خلافت عمرمعتقدند؛ آيات و احاديثي بر رد و فسخ اين سنت بيان مي کنند که به اندازه دلايل گروه اول قابل توجه و ملاحظه مي باشد.
به نظر مي رسد طرح بحث اختلاف شيعه و سني در رابطه با اين مساله نه خاصيتي براي ما خواهد داشت ونه راه به جايي خواهد برد. چه اگر مي توان احاديثي را که در رد ازدواج موقت مطرح مي شود ، جعلي دانست ؛ اين شک و ترديد مي تواند در مورد احاديثي که درباره ترويج اين سنت از زبان ائمه بيان مي شود نيز مطرح شود. اگر دلايل بسيار و منطقي ذکر شده که از واژه " فَمَا استَمتَعتم" در آيه 24 سوره نساء، ازدواج موقت برداشت مي شود(1)، کساني هم هستند که با دليل و منطق ثابت مي کنند که اين برداشت کاملا غلط است(2).
از طرفي با توجه به اينکه طبق تاييد شيعه و سني ، ازدواج موقت در زمان رسول اکرم(ص) رواج داشته است؛ بعيد به نظر نمي رسد اگر بخشي از يکي از آيات قرآن کريم در باب اين مسئله نازل شده باشد.
تک تک احکام شرعي غيرعبادي، که تعداد آنها طبق مطالعات انجام شده 2 درصد کل آيات قرآن کريم مي باشد، در عصر نزول سه ويژگي داشته اند: 1. مطابق عرف آنروز عقلاني محسوب مي شدند. 2. مطابق عرف آنروز عادلانه تلقي مي شدند. 3. در مقايسه با احکام ديگر اديان و مکاتب راه حل برتر به حساب مي آمدند. همگي اين احکام با رعايت سه ويژگي يادشده در زمان نزول ، احکامي مترقي و در پي افکندن نظمي ديني موفق بودند و عقل جمعي آدميان درآن دوران راه حل بهتري در چنته نداشت و هيچ يک از اين احکام در آن دوره ظالمانه، خشن، موهن و غيرعقلاني ارزيابي نمي شدند. (3)
طبيعي است که هر حکم شرعي تا زماني که ويژگي هاي فوق الذکر را دارد، معتبر و قابل اجرا مي باشد. و وقتي حکمي مخالف سيره عقلاي دوران و منافي عدالت در اين عصر باشد؛ دليل موقت بودن، غيردائمي بودن و به عبارتي منسوخ شدن چنين احکامي است.(3)
شايد برخي بگويند چرا خداوند مسائلي را که کاربردي در زندگي امروز ندارد، و يا به عبارتي غيرعادلانه به نظر مي رسد، در قرآن مطرح کرده است؟
دوستي مي گفت قرآن کتاب قانون نيست. قرآن کتاب زندگي است. و نبايد از نظر دور نگه داريم که اين کتاب زندگي در دوره اي و در ميان مردمي نازل شده است که دختران خود را زنده به گور مي کردند و زن برايشان حکم مايملک و يکي از ابزار و وسايل زندگيشان بود. و حتي پذيرش همين مقدار حق وحقوق براي زن به عنوان يک انسان، در نگاه آنان غيرقابل قبول و عجيب به نظر مي رسيد.
اگر خداوند در بخشي از احکام شرعي، زمان و مکان دوران پيامبر (ص) و عرف عصر نزول را در نظر نمي گرفت و مردم را به حال خود رها مي کرد؛ آن هم با توجه به نياز شديد مردم آن زمان به اين گونه احکام و ناکافي بودن تجربه عقل جمعي بشري در اين زمينه، از حکمت بالغه خداوند دور بود.(3)
از طرفي مي دانيم که يکي از دلايل ختم نبوت و توقف وحي، بلوغ عقل بشر است . خداوند متعال در قرآن کريم در بيش از 300 آيه مردم را به تفکر، تذکر و تعقل دعوت نموده است.
پس با توجه به مطالب فوق الذکر و يادآوري اين نکته که عقل يکي از منابع چهارگانه استنباط احکام شرعي در کنار کتاب، سنت و اجماع مي باشد که هرچه عقل به آن حکم کند شرع نيز به آن حکم مي کند(ما حکم به العقل حکم به الشرع) ؛ آيا منطقي به نظر نمي رسد که در بحث در باب ازدواج موقت به جاي استناد به روايات و آيات وارده، وضعيت و شرايط کنوني جامعه را مورد بررسي قرارگيرد؟ و آيا بهتر نيست در مورد احکام غيرعبادي که طبعا با تغيير شرايط زماني نياز به تجديد نظر دارند ، به جاي رد و يا تاييد آياتي که در زمينه احکامي از اين دست صادر شده است؛ عقل و درايت خود را بکار گيريم؟ و چه خوب گفته شهيد مطهري که " ما بايد عدالت را معيارشناخت دين قرار دهيم، يعني از راه عدالت بفهميم که چه چيزي دين هست وچه چيزي دين نيست، نه اينکه دين را معيار عدالت قرار دهيم."
***
هيچ کس نمي تواند مشکلات نسل امروز را درباره ازدواج انکار کند. امروزه مشکلات اقتصادي و بالارفتن سطح توقع خانواده ها، ازدواج را براي جوانان امري سخت و گاها دست نيافتني ساخته است. اما سئوال اين است که اجراي رسمي ازدواج موقت يا همان مُتعه که عمدتا با انگيزه تمتع جنسي انجام مي شود، در حال حاضر چه تبعاتي خواهد داشت؟ و در نهايت سود آن براي جامعه و جوانان بيشتراست يا ضررآن؟
حسن يوسفي اشکوري زيان ناشي از متعه را بيش از سود آن ارزيابي مي کند. وي معتقد است که طبق فرهنگ عمومي جامعه، مردان حاضر نيستند که همسر دائمي خود را از ميان زناني که طي صيغه بکارت خود را از دست داده اند، انتخاب کنند. وي پيش بيني مي کند که با رواج صيغه ، طي چند دهه، جامعه با هزاران زن جوان بيوه بين 15 تا 35 سال مواجه مي شود که از داشتن همسر مطلوب، خانواده و احتمالا فرزند محروم هستند. در اين صورت انبوهي از زنان وجود خواهند داشت که از درآمد و معيشت شرافتمندانه، حمايت ومنزلت اجتماعي بي بهره اند و براي بقا و معيشت راهي جز صيغه شدن براي کسب درآمد ندارند. بايد پذيرفت که اين پديده ، ولو زير پوشش شرع و قانون، ماهيتي جز تن فروشي ندارد.(4)
زهره ارزني حقوق دان و فعال مسائل زنان معتقد است که اين مسئله براي زنان سه مشکل عمده دارد:
در ازدواج موقت زن ازمرد ارث نمي برد؛ مرد ملزم به دادن نفقه نيست؛ و هروقت که بخواهد مي تواند "بذل مدت" کند و زن هيچ کاري نمي تواند انجام دهد. به نظر او چون ازدواج موقت در ايران فقط در اسناد عادي ثبت مي شود که انکار و معدوم کردن آن خيلي راحت است؛ از نظر حقوقي قابل توجه نيست.(4)
نعمت احمدي حقوقدان و وکيل دادگستري براين باور است که نتيجه ترويج ازدواج موقت جز بي بند وباري براي مردان متمکن نيست. از آنجا که بر اساس آمارها اعتياد نخستين دليل و خيانت که ناشي از ازدواج موقت مردان است، دومين دليل طلاق درايران مي باشد؛ وي معتقد است اين طرح نه تنها تاثيري در ازدواج جوانان ندارد بلکه به ابزاري قانوني براي سودجويي مردان هوسران تبديل مي شود و منجر به تزلزل نهاد خانواده مي گردد.(4) همچنين شوراي فرهنگي اجتماعي زنان نيز، ازدواج موقت را عامل برهم زدن کيان خانواده توصيف کرده است(5)
تعدادي ديگر از کارشناسان از جمله: محمدعلي مقنيان، مخبر کميسيون اجتماعي مجلس هفتم؛ فاطمه راکعي، نماينده سابق مجلس؛عابد فتاحي، نماينده مجلس هفتم؛ فخرالسادات محتشمي پور، مديرکل سابق دفتر امور زنان وزارت کشور؛ سيد حسين موسوي، دبير کل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم؛ منيره نوبخت، رئيس شوراي فرهنگي اجتماعي زنان و بسياري ديگر نظر مساعدي نسبت به عواقب ناشي از اجراي طرح ازدواج موقت در جامعه ندارند.
همچنين يکي ديگر ازمشکلات اجراي اين طرح، کودکان ناشي از اين ازدواج هاست.هرچند هدف ازدواج موقت همانطور که از نام صحيح آن، يعني مُتعه، پيداست؛ طبق نظر بعضي از فقها بخصوص شهيد ثاني تنها به منظور تمتع و کامجويي انجام مي شود و نه ايجاد نسل، اما فرزندان ناشي از متعه درست مانند فرزندان ازدواج دائم از حقوق قانوني برخوردارند.
اما مشکل در طفره رفتن پدران اين فرزندان است. چون اثبات اينکه پدر اين فرزند کيست، مشکل مي نمايد. اگرچه قانونا کليه حقوق فرزندان ازدواج موقت برعهده پدر مي باشد اما اين قانون ضمانت اجرايي لازم را ندارد.(6)
به نظر مي رسد راه حل ازدواج جوانان نه ازدواج موقت بلکه فراهم کردن شرايط اقتصادي و فرهنگي مناسب است. خانواده اي که به دنبال فراهم کردن شرايط ويژه براي دخترش است، مشکلش با ازدواج موقت حل نمي شود. بايد علاوه بر رفع مشکلات مسکن و بيکاري، ديدگاه کمال طلبي خانواده ها را نيز تصحيح کرد.
منابع
1. براي نمونه مراجعه کنيد به تفسيرالميزان، ج.4. ص. 431 به بعد.
2. براي نمونه مراجعه کنيد به http://www.koranshenasi.com/porsesh/porsesh1-100/porsesh68.htm
3. محسن کديور. حقوق بشر و روشنفکري ديني:بخش دوم . آفتاب. سال اول،شماره 4، مهر و آبان 1384
4.حسن يوسفي اشکوري. اجراي ازدواج موقت قابل دفاع نيست. روزنامه هم ميهن. 30 خرداد 1386
5. وزير کشور دولت احمدي نژاد: ازدواج موقت با جسارت ترويج شود . روزنامه شرق، 12 خرداد 1386
6. مهين گرجي. خشم مشترک:جنجال کهنه ازدواج موقت . نشريه نيمروز.سال 18 شماره 937، 8 تير 1386
7. طيبه براتي . کودکان ازدواج موقت "سرگردان و بي هويت" روزنامه اعتماد . 3 شهريور 1386
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.